اصل آنتروپيك يا اصل انسان محوري
مقاله اي كه در اين مطلب تصميم دارم شرح دهم مقاله ايست كلي در مورد اصل آنتروپيك يا انسان محوري.شايد چيزي در مورد آن بدانيد اعتقادي به آن داشته باشيد يا خير.
چون اين اصل بنا بر احتمالات علمي وئ اعتقادي شكل گرفته است آنتروپيك اغلب به هاوكينگ و براندون كراتر نسبت داده ميشود.آنتروپيك اصليست كه ميگويد محور خلق اينچنين جهاني با تمام قواعد و ثابت هاو قوانين خاص خودش بر پايه خلقت انسان بوده است.
((عدم قطعيت))بطور حتم يكي از اصلي ترين اصولي بوده است كه باعث شده فيزيكدانان به اين فكر كشانده شوند.عدم قطعيت اصليست كه نظريه ريسمان بر پايه آن شكل گرفته و همينطور نظريات مهم ديگري در زمينه فيزيك كوانتوم.
هاوكينگ ميگويد اگر تمام حالت هاي ممكن آغاز جهان را در لحظه بيگ بنگ و تكينگي اوليه در نظر بگيريم بر اساس اصل عدم قطعيت هر نوع جهاني امكان بوجود آمدن داشته است و احتمال بوجود آمدن چنين جهاني بسيار بسيار كم.
ميدانيم اگر براي مثال قدري گرانش كمتريا زيادتر بود ،قدري بار الكترون تفاوت داشت ويا...هرگز منظومه اي شمسي در كهكشاني به نام راه شيري و هرگز سياره اي مطمئن براي بوجود آمدن حيات ما بنام زمين تشكيل نميشد.به نظر ميرسد اين جهان و اين ساختار منظم ،بطوري آنقدر دقيق تنظيم شده است كه توسعه حيات امروزي ما به اين شكل فراهم شود.
ما جهان را "اينطور"مي بينيم چون "ما هستيم" و اگر جهان طور ديگري بود "مايي نبوديم" كه آن را به اين شكل ببينيم .جهان اينگونه است چون ما وجود داريم.جهان اينگونه است،قوائد و قوانينش اينگونه اند چون ما ميخواسته ايم خلق شويم/
هويل اختر شناس بزرگ مي گويد آيا كسي در لحظه تشكيل جهان ما را در ذهن خود داشته است؟
و آيا اين يك كار طراحي شده و مرموزانه براي امكان ساخت حيات هوشمندانه ما بوده؟
هاوكينگ ميگو يد همانطور كه تئاتر براي تماشاگران برپا مي شود خالق هم تمام اين خلقت را براي فهم و تماشاي ما و تفكر ما خلق كرده است و مايي كه قادر به درك اين جهانيم و همانطور كه با رفتن آخرين تماشاگر ،گروه كل صحنه را از بين مي برد چون ديگر مشاهده گري نيست كه براي او بازي كند جهان نيز بدون وجود"مشاهده كننده اي متفكر"معنايي ندارد.
ما هستيم و توانايي درك اين قوانين را داريم.
به ياد دارم جايي از انشتين جمله اي زيبا خواندم:"غير قابل فهم ترين چيز در طبيعت اين است كه طبيعت به طرز شگفت آوري قابل فهم است!"
او نميداند چرا قوانين جهان طوريست كه ما انسانها توانايي درك آن را داريم؟
باور كنيم يا بارو نكنيم من هم دم از علم مي زنم و هم ميانبري به باور ها واعتقادات.من عقيده دارم بايد انديشيد.اينكه باورها جايي در علم ندارند چيزي را پيش نمي برد بلكه بالعكس.ما باور داشته باشيم و به موازات آن بيانديشيم.خالق مساله ايست كه اكثريت متفكران بزرگ به آن اعتقاد داشته و گفته اند امكان ندارد جهان با چنين نظمي اتفاقي و شانسي نيست.
ودر پايان ....
هميشه جايي براي تفكر هست به نبوغ نياز داريم در ذهن همه ما افكاري هست كه نياز به تفكر و تامل زيادي ست.زمان نيز طولانيست نوابغ ميآيند علوم تكامل ميابند بيانديشيم آزمايش كنيم كاري كه همه مظاهر تفكر بشري ميكردند شايد روزي به ورطه اثبات كشيده شد ديگر علم را كه در طول تاريخ كسي منكر نبوده؟!
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
سید وحید حسینی
باتشکر از خانم بیگلری
بر گرفته از کتاب Nojoomdar-physics
